نوشته شده توسط:
  1. آیتیلاگز
  2. موفقیت
  3. هوش هیجانی: مهارتی که در مدرسه آموزش داده نمی شود

هوش هیجانی: مهارتی که در مدرسه آموزش داده نمی شود

پیشرفت | موفقیت
هوش هیجانی: مهارتی که در مدرسه آموزش داده نمی شود

در این مقاله با آیتیلاگز به بررسی هوش هیجانی می‌پردازیم.

مدارس آموزش‌های متنوعی به ما منتقل کردند ولی در زمینه کنترل احساسات آموزشی به کسی نمی‌دهند. در این مقاله سعی داریم با هوش هیجانی یا emotional intelligent آشنا شویم.

هوش هیجانی در واقع توانایی است که افراد در مدیریت احساسات خود دارند. افرادی که هوش هیجانی مناسبی داشته باشند کم تر با دیگران دچار تعارض و تنش شده و عکس العمل های مناسب تری در بر خورد با دیگران از خود نشان می‌دهند.

در علم روان شناسی هوش هیجانی قابل اندازه گیری است و اولین بار در دهه 80 میلادی به انجام رسیده است. هوش هیجانی مدل های متنوعی دارد که در این مقاله تنها به بررسی یک مدل، آن هم "مدل مختلط" بسنده می‌کنیم.

مدل مورد بررسی ما که مدل مختلط نام دارد دارای پنج مهارت مهم و کلیدی است:

  • خود آگاهی (Self-awareness): این مهارت متعلق به شناخت هیجان های خود است. یعنی در این مهارت باید ارزیابی دقیقی از احساسات خود داشته باشیم، باید بدانیم که از نظر احساسی و هیجانی کی به کمک نیاز داریم.
  • خودگردانی (Self-management): در این مهارت باید فرد قادر به مهارت و کنترل هیجان های خود در موقعیت های مختلف باشد، یا به عبارتی دیگر مدیریتی بر هیجان های خود داشته باشد.
  • انگیزش (Motivation): در این مهارت باید بتوانیم از هیجانات خود برای اهدافی خاص بهره ببریم یا به عبارت دیگر بدانیم چگونه باید هیجان های خود را برانگیزیم تا برای دستیابی به هدفی خاص و یا به دست آوردن انگیزه، تمرکز، توجه و تسلط بر خویش و خلاقیت از آن استفاده کنیم.
  • یک دلی (Empathy): در این مهارت باید بتوانید با دیگران تعامل داشته باشید. در این مهارت باید هیجانات دیگران را بشناسید و توانایی همدلی و یگانگی با دیگران داشته باشید.
  • مهارت های اجتماعی (Social skills): این مهارت برای استفاده از همدلی برای ارتباط با دیگران است، یعنی فرد باید بتواند روباط خود با دیگران و هیجان های آن ها را تنظیم کند.

خود آگاهی (Self-awareness)

قبل از هر کاری باید احساسات خود را بشناسیم. برای شناسایی مشکلات هر فرد باید خود آگاهی را بهبود بخشید. در زیر لیستی از مواردی که باعث افزایش خود آگاهی می شود آمده است:
یادداشت کردن احساسات: می توان یک یادداشت از احساسات هر روز خود تهیه کرد و در پایان آن روز آن ها بررسی کرد و نکات مهم و برجسته آن را مشخص کرد.
دریافتن نظرات دیگران در مورد خودتان: پرسیدن نظرات دیگران برای مهارت خود آگاهی می تواند مفید باشد. سعی کنید از کسانی که شناخت خوبی نسبت به شما دارند پرسش کنید. نظرات را جمع آوری و مقایسه کرده و نکات مهم را از آن ها استخراج کنید.
کم کردن سرعت (یا مدیتیشن): برای کنترل و آرام کردن احساسات باید قبل از واکنش کمی مکث کرد. مدیتیشن برای کاهش واکنش سریع مغز به احساسات می تواند مفید باشد.
موارد پیشنهاد شده در بالا می تواند شما را در خود آگاهی کمک کند. می توانید در پیاده روی های طولانی به عوامل مزاحمت زا و ناراحت کننده فکر کرده و آن ها را بررسی کنید. همیشه به یاد داشته باشید که در خود آگاهی باید مهارت های خود را مورد بررسی قرار دهیم.

خودگردانی (Self-management)

وقتی شناخت دقیقی از احساسات خود به دست آوردید، می‌توانید به کنترل آن‌ها اقدام کنید. مهارت خود گردانی عبارت است از کنترل احساسات خود، کنترل عوامل بیرونی و واکنش‌ها و داشتن بهترین عکس العمل ممکن. یکی از مهم ترین راه کار های کلیدی و مهم برای مدیریت اساسات، تغییر روش حس کردن و یا حتی وارد کردن شوک خفیف است، مثلا وقتی عصبی هستید تا 10 بشمارید و یا اگر احساس بی حالی دارید ورزش کنید، اگر در شرایط احساسی شدید هستید به خود سیلی بزنید و ...

آدام دچیس یکی از نویسندگان LifeHacker معتقد است می‌توانیم انرژی را که برای عواطف و احساسات صرف می‌کنیم در زمینه های مفید دیگری به کار ببریم. این طبیعی است که بخواهیم مقداری از آن را بروز دهیم، ولی در کل باید تا جایی که می‌توانیم این انرژی را صرف زمینه های مفید دیگر بکنیم. اگر در کنترل احساسات خود مشکل دارید بهتر است که در زمان‌هایی که از نظر روحی و روانی در آرامش نسبی قرار دارید دنبال راه کاری برای این منظور باشید. آدام دچیس برای مقابله با افسردگی خود متوجه شد که برخی احساسات طولانی مدت هستند اما همواره زمان‌هایی وجود دارد که شدت آن‌ها کمتر است، این زمان‌ها همان زمان‌هایی هستند که باید از آن‌ها برای کنترل احساسات استفاده کرد.

انگیزش (Motivation)

در انگیزش هدف این است که بتوانیم از مهارت های خود برای حل مشکلات استفاده کنیم. به عقیده روان شناسان یک بخش مجزا در مغز برای رسیدن به اهداف ما را در فکر کردن یاری می کند. هنگامی که انگیزه انسان فعال شود، هدف خود را در تمام اجزای زندگی خود می بیند. اگر انگیزه تشکیل زندگی خوبی دارید با افراد دارای هدف مشابه و موفق دیدار می کنید، کتاب می خوانید و به دوره های مدیریت زندگی می روید.
به عقیده دنیل گلمن، برای استفاده از انگیزش باید ارزش ها و اهداف خود را شناسایی کنید. بسیاری از ما یا زمانی برای شناسایی ارزش ها و اهداف نداریم و یا آن قدر اتلاف وقت داریم که انگیزه ی کافی برای انجام کارها را از دست می دهیم. باید در زمان هایی که احساس خوبی داریم لیستی از اهداف و ارزش های خود تهیه کنیم و مانند افرادی که به این اهداف دست یافته اند دست به تلاش بزنیم.

یک دلی (Empathy)

ما بیشتر تمرکز خود را روی احساسات خود داریم در صورتی که ارتباط با دیگران نیز مهم است و باید بتوانیم در این زمینه مهارت های لازم را کسب و آن را تمرین کنیم. در زیر تمرین هایی برای این مهارت آورده شده است:
حرف نزنید و تنها گوش کنید: شاید سخت ترین کار در همدلی گوش دادن به حرف دیگران باشد. چون نمی توانید همه احساسات دیگران را درک کنید بهتر است تنها به حرف های آن ها گوش کنید. به جای این که با شک و تردید در حرف های طرف مقابل بپرید سعی کنید سکوت کنید و به طرف مقابل اجازه اتمام صحبت هایش را بدهید. این کار می تواند به بهبود رابطه شما با دیگران کمک کند.
در موقعیت های نا خوشایند خود را جای دیگران بگذارید: به صورت خلاصه خود را با نظر مخالف دیگران مواجه کنید. مثلا اگر فکر می کنید رئیستان فردی غیر منطقی است خود را به جای او بگذارید و ببینید اگر شما به جای او بودید چنین تصمیمی می گرفتید یا خیر؟ درک متقابل باعث ایجاد همدلی می شود.
دانستن کافی نیست، درک کنید: درک کردن شاه کلید همدلی است. استفاده از عباراتی مانند (می دانم، اما...) نشان دهنده دانستن بدون درک است. همیشه سعی کنید دیگران را درک کنید و خود را در آن موقعیت ها به جای طرف مقابل بگذارید.
به طر کلی می توان گفت همدلی به معنای برقراری رابطه ی عاطفی خوب با دیگران است. یعنی ادغام تجربیات شما با آن ها و یا مکث کردن قبل از اقدام و رفتار در برابر احساسات و سخنان دیگران.

مهارت های اجتماعی (Social skills)

چهار ابزاری که پیش از این معرفی شدند در حل مشکلات اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند. مهارت های اجتماعی می تواند عملکرد شما را در محل کار و زندگی شخصی تحت تاثیر قرار دهد. مهارت های اجتماعی نقطه آغاز مشکلات اجتماعی افراد است. در زیر مواردی را که در زمان های حساس کاربرد دارند را بیان می کنیم.
شناسایی و مقابله با احساسات خود: زمانی که با کسی اختلاف دارید سعی کنید ابتدا مسئله را حل و فصل کنید. ابتدا خود را آرام کنید سپس برای حل مشکلات تمرکز کرده و تصمیم بگیرید. قبل از انتقاد به طرف مقابل حسن نیت و محبت خود را انتقال کنید.
شناسایی مشکلات وقتی که هر دو طرف آرام باشند: زمانی که در شرایط مناسب و آرامی قرار دارید سعی در یافتن اختلافات کنید. قبل از کشف راه حل ها مطمئن شوید شما و طرف مقابل وجود مشکلات را قبول دارید.
پایان دادن خوش به رابطه ها: روابط زمانی لذت بخش خواهند بود که هر دو طرف یک نگرش و هدف داشته باشند. همیشه دنبال داشتن پایان خوش برای یک رابطه باشید و یا دست کم اهداف مثبتی از روابط داشته باشید. همیشه این فکر را به همکار، رئیس و دوست خود القا کنید که هدفی یکسان با آن ها دارید، حتی اگر اهداف شما متفاوت باشد.
مهارت های اجتماعی موجب ایجاد روابط جدید و یا داشتن رابطه با افراد با طرز فکر های متفاوت می شود. برخی از روابط هم گاهی با اختلافات مواجه می شود که باید حل شوند. برای حل اختلافات باید خواسته های خود را شناخته و سپس خواسته های دیگران را درک کنیم و شرایط مطلوب را ایجاد کنید.
با به کارگیری مهارت ها و تمرین های فوق می توانید هوش هیجانی خود را به بلوغ برسانید.

برای بروز ماندن ما را در فیس بوک و گوگل پلاس دنبال کنید.

منبع: wikipedia
بخش های مرتبط: هوش عاطفی
لینک کوتاه:
نام
ایمیل
متن
کپتچا
دریافت خبرنامه آیتیلاگز